|
امشب از لطف به دلداري ما آمدهاي خوش قدم باش که بسيار به جا آمدهاي چه عجب ياد حريفان پريشان کردي لطف کردي که بياد فقرا آمدهاي تو که در خواب هم از آمدنت بود دريغ در شگفتم که به ناگاه چرا آمدهاي تقدیم به کسی که خود می داند دوستش دارم منا ببخش + نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن 1388 13:25 توسط |
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم آذر 1388 23:12 توسط |
سلام فردا تولدته ولی نتونستم طاقت بیارم ایشالله که صدسال عمر کنی و زندگی پر بار و شادی داشته باشی این هم یه کیک تولد خوشمزه که البته همش را من می خورم
تولدت مبارک باشه عزیزم ایشالله بقیه عمر من هم برا تو باشه
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 11:2 توسط |
به راستي چقدرسخت است + نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 1:36 توسط |
خداوندا ! به پیمان مقدس دوستی سوگند،بهترین درودهایم نثار آنانی باد که کاستیهایم را میبینند و باز دوستم دارند
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 0:14 توسط |
سلام به دوستان عزیزم کی می دونه این عکس چیه ؟ آره درسته این عکس یه عروسکه توله سگه . آره توله سگ . حالا شاید پیش خودتون بگین خوب باشه حالا چه ربطی به موضوع وبلاگ داره ؟ خنده داره ولی این عروسک یه عروسک معمولی نیست . تو دل این عروسک خاطره های شیرین من و عزیزم جا گرفته ، خاطره هایی که هر موقع یادم میاد ، سکوت سرتاسر وجودمو میگیره. عروسکیه که هر روز جلوی چشم من قرار داره و هر روز هم می بوسمش .اگه این مطلب را بخونی شاید دوباره مثل همیشه بگی خیلی دیوونه ای بی ادب . بگو ، اشکال نداره . بذار همه بگن من دیوونم . ولی یادت باشه تو منا به این روز انداختی . دیوونه هم خودتی . + نوشته شده در جمعه دوم مرداد 1388 2:2 توسط |
چشم من بیا منو یاری بکن گونه هام خشکیده شد کاری بکن غیر گریه مگه کاری میشه کرد کاری از ما نمیاد زاری بکن اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد تا قیامت دل من گریه میخواد هر چی دریا رو زمین داره خدا با تمام ابرای آسمونا کاشکی میداد همه رو به چشم من تا چشمام به حال من گریه کنن اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد تا قیامت دل من گریه میخواد قصه ی گذشته های خوب من خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن حالا باید سر رو زانو بزارم تا قیامت اشک حسرت ببارم دل هیشکی مثل من غم نداره مثل من غربت و ماتم نداره حالا که گریه دوای دردمه چرا چشمم اشکشو کم میاره اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد تا قیامت دل من گریه میخواد خورشید روشن ما رو دزدیدن زیر اون ابرای سنگی کشیدن همه جا رنگ سیاه ماتمه فرصت موندنمون خیلی کمه اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد تا قیامت دل من گریه میخواد سرنوشت چشماش کور نمیبینه زخم خنجرش میمونه رو سینه لب بسته سینه ی غرق به خون قصه ی موندن آدم همینه اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد تا قیامت دل من گریه میخواد + نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388 16:15 توسط |
امروز که محتاج توام جای تو خالیست فردا که می آیی به سراغم نفسی نیست در من نفسی نیست نفسی نیست در خانه کسی نیست + نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 15:35 توسط |
خدایا این زندگی دیگه برا من هیچ ارزش و معنایی نداره چون دیگه هدفی ندارم . میگن خدا وقتی یه چیزی را به آدم میده و اونا دوباره ازش می گیره ، قصد امتحان کردن اون آدم را داره . یوسف را وقتی از حضرت یعقوب جدا کردند ، با این که یعقوب پیامبر خدا بود از غم فراق عزیزش به قدری گریه کرد که چشمانش را از دست داد . خدایا اون یعنی یعقوب بود واز برگزیدگان خوب تو بود و این جور شد ولی من که بنده ضعیف تو هستم چیکار کنم ؟ من که دل کوچیکی دارم به خدا می میرم . خدایا اگر امتحانه ، قبول من شکست خوردم ، منا بهش برسون . به خدا هیچ جور نمی تونم قبول کنم که ازش جدا شدم و یار و هم راز دیروز من حالا نیست . من اصلا هنوز هم باورم نمیشه که از هم جدا شده ایم . هرجا که نگاه می کنم اونا می بینم . همش صدای اون تو گوشمه ، صدای خنده هاش صدای بغض کردنش . آخه چطور ممکنه فراموشش کنم ؟ چطور ممکنه اون شب آشنایی را یادم بره ؟ اون همه خاطرات خوب و بد را چطور از صفحه ذهنم پاک کنم ؟ یادمه می گفت عاشق بارونه ، یادمه همش به من می گفت که دیوونه ام ، یادمه که تنهایی را دوست داشت . خدایا دیگه این دنیای فانی را نمی خوام این زندگی را بدون عزیزم نمی خوام . خدایا یا من را هم از این دنیا بگیر و یا عزیزمو بهم برگردون . مگه من چه گناهی کرده بودم که حالا باید این چنین مستحق عذاب بشم ؟ آیا به کسی آزار رسوندم ؟ آیا کسی را از خودم رنجوندم ؟ آیا مال حرام خوردم ؟ آخه چیکار کردم ؟ خدایا دیگه اشکی برای ریختن ندارم . خدایا من عشقمو از تو می خوام دلم مثل دلت خونه شقایق - چشام دریای بارونه شقایق مثل مردن می مونه دل بریدن - ولی دل بستن آسونه شقایق + نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388 17:15 توسط |
قسمت نشد ببینمت خدانگهداری کنم + نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388 14:57 توسط |
|
| ||||||